امام خمینی(ره)، صبر آموز امّت در بلایا
امام خمینی(ره)، صبر آموز امّت در بلایا

پایگاه خبری تحلیلی شهر مینو: اى قافله سالار رهایى! نوحى بودى، منجى ما در طوفان‌ها. ایّوبى بودى، صبر آموز امّت در بلایا. یعقوبى بودى، الهام بخش شکیبایى در فراق یوسف‌هاى جهاد و شهادت!. ابراهیمى بودى، که ما را آیین تبردارى و بت شکنى آموختى و خود، تبرزنِ توحید بودى و خلیل حادثه انقلاب، و فدا کننده اسماعیل در […]

پایگاه خبری تحلیلی شهر مینو:

اى قافله سالار رهایى!
نوحى بودى، منجى ما در طوفان‌ها. ایّوبى بودى، صبر آموز امّت در بلایا. یعقوبى بودى، الهام بخش شکیبایى در فراق یوسف‌هاى جهاد و شهادت!. ابراهیمى بودى، که ما را آیین تبردارى و بت شکنى آموختى و خود، تبرزنِ توحید بودى و خلیل حادثه انقلاب، و فدا کننده اسماعیل در قربانگاه رضاى حق.

موسایى بودى که از نیل حادثه ها و خطرها عبورمان دادى، عیسایى بودى که با دم مسیحایى‌ات، جانمان بخشیدى، رسولى بودى که ما را از جهل و جور سلطنت رهاندى و به مدینه ایمان و امامت، رهنمون گشتى،

روزى که امام را در دل شب، در شهر قم گرفتند و به زندان و تبعید بردند، نى از نیستان بریده شد، اما … نواى نى، هرگز خاموش نشد و ناى حقیقت هرگز از نوا نیفتاد، تا آنکه همه جا را نینوا کرد. امام را بردند، ولى امام، با ما بود، با مردم بود، با قم و در قم بود. قم در نجف بود و نجف در قم!

خرداد، همیشه بار غم بر دوش ما نهاده است. چه آن ۱۵ خرداد خونین، با شهادت‌ها و جوى خون و بوى باروت. و چه این ۱۴ خرداد غمبار، با رحلت امام و رنگ غم و غربت ماتم.

امام، براى ما یک راه و صراط بود، میزان و ملاک بود، اسوه و الگو بود. از این رو، با رفتن او، راهش باقى ماند. گرچه امام، روى در نقاب خاک کشیده است، ولى فرزندان داغدارش، از راه امام و کلام امام، مشعلى افروخته و بر افراشته‌اند، تا راه بشریّت امروز، تیره نماند.

سالگرد رحلت امام، سالگرد بیعت و میثاق است، با آنچه امام، بر سر آن جان باخت و شهدا در راه آن خون دادند و جانبازان، سلامتى خود را براى سلامت ماندن آن ایثار کردند، یعنى پیمان با خدا و رسول و اسلام و انقلاب. سالگرد عروج ملکوتى ات، باز هم غم، چنگ بر دلهایمان مى زند.

سوگ ارتحال تو، مدینه ایران را به غم و ماتم نشاند و چشمه هاى اشک را از دیدگان خونبارِ امت عاشق، جارى ساخت. آنچه رفت، پیکر پاک و جسد مطهّرت بود. آنچه ماند، فکر ناب و اندیشه روشن و خطّ ماندگارت بود.

اماما! روح تو به آسمانها پر کشید، اما، راه تو، اى روح خدا، در زمین و میان عاشقان تداوم یافت. خلف صالح تو، «خامنه اى عزیز»، با صلابت و درایت و محبوبیّت، محور وحدت و مظهر ولایت گشت.

پس از تو، پروانگان سوخته دل و شکسته بال، گرد این مشعل هدایت و ارشاد به طواف عشق پرداختند. پرچمى را که بر افراشته بودى، اینک بر دوش علمدارى رشید از نسل حسین فاطمه(ع) است.

اى امام! اى نگین افتاده از انگشتر امت، اى جان رفته از پیکر ایران، اى گوهر در خاک نهفته، اى پدر فرزندان شهدا، اى سالار بسیجیان عاشق! چگونه مرگ تو باور کردنى است، اى حیات بخش اسلام و ایران؟ گرچه حسینیه جماران، از تو خالى است، امّا سینه هریک از ما حسینیه‌اى است، پر از شیون عزا و لبریز از سوگ غم.

اکنون، گرچه صداى تو خاموش است، امّا دلهاى ما محشرى پرغوغا از کلام عطرآگین توست، و گوش تاریخ از پیام‌هاى سنگین تو سرشار است.

امام رفت، و بار غم براى همیشه بر دلمان نهاد. امّا … راهش ادامه یافت. نه از اسلام طلبى امّت کاسته شد، و نه از شکوه اسلام. نه از روح معنوى انقلاب کم شد، نه از صلابت ایستادگى در مقابل کفر جهانى و شیطان بزرگ!

*م- جوادی

انتهای پیام/۱۰۰۱