شناسه خبر : 27415
۳ دی ۱۳۹۵ - ۲۳:۳۰
سریال"ماه و پلنگ" حکایت ممکن‌ها یا غیرممکن‌ها؛

ارزش‌هایی که بی صدا در رسانه ملی سر بریده می‌شود

شروع قصه پر غصه‌ای که این روزها به تصویر کشیده می‌شود، مربوط به دیروز و امروز نیست و شاید بتوان گفت ترویج مصرف‌گرایی و غرب‌زدگی از آشکارترین نمونه‌های منفی رسانه ملی است که با آموزه‌های دینی در تعارض است.

به گزارش پایگاه خبری شهر مینو ، تلویزیون یکی از وسایل ارتباط جمعی است که طیف وسیعی از افراد و اقشار مختلف جامعه را با هر اندیشه و اعتقادی و از هر دسته و رده سنی را در برمی‌گیرد.

این دربرگرفتن به گونه‌ای است که مخاطب بی‌واسطه و به راحتی با آن ارتباط برقرار می‌کند و اگر متناسب با ذائقه و میل او باشد، او را به نشستن پای این جعبه جادویی وامی‌دارد به طوری که خود را با نقش‌های جذاب بازیگران همگام کرده و با آن‌ها هم‌ذات پنداری می‌کند و شاید یکی از ویژگی‌های عمده تلویزیون جذابیت آن باشد.

نقش رسانه در جامعه

رسانه ملی در قالب قاب شیشه‌ای، یکی از تفریحات زندگی امروزی بشمار می‌رود و آنچنان در بین محافل خانوادگی حضور یافته که به پای ثابت دورهمی‌های خانواده‌ها و ابزاری برای پر کردن اوقات فراغت مبدل گردیده و بهتر است بگوییم امروزه تلویزیون عضو جدانشدنی زندگی افراد شده است.

در مواقعی که همه اعضاء خانواده در کنار هم نشسته‌اند، زاویه دید افراد به سوی قاب شیشه‌ای است که حتی گاهی باعث اختلاف بین اعضاء خانواده هم می‌شود برای مثال بحث بر سر تماشای شبکه موردنظر، یا انتخاب مدیریت کنترل شبکه‌ها!!!

تلویزیون و به‌خصوص تولید مجموعه‌های سریالی به نوعی سرمایه ملی و عاملی برای فرهنگ‌سازی در جامعه است و با توجه به شرایط اجتماعی امروز، کارزار فرهنگی اگر مهم‌تر از میدان جنگ نباشد کمتر از آن نیست لذا اصلاح هر جامعه‌ای بدون اصلاح فرهنگ آن میسر نخواهد بود و شاید برای همین باشد که گفته‌اند فرهنگ از اقتصاد مهم‌تر است.

بنابراین باید توجه ویژه‌ای به فرهنگ شود و سرمایه‌گذاری شایسته ای برای این منظور صورت پذیرد و شرایط به‌ نحوی نباشد که یک تهیه‌کننده با وجود فیلمنامه خوب به‌خاطر کمبود منبع مالی و یا برای فراهم کردن سرمایه یک اثر از بازیگران درجه چهارم یا نابازیگر استفاده و در نتیجه اثری بی‌کیفیت را راهی آنتن تلویزیون کند.

اگر حقیقت جامعه در فیلم‌ها و سریال‌ها منعکس شود قطعا به جهت ملموس بودن آن با آنچه که خود مردم در زندگی واقعی تجربه می‌کنند از باورپذیری بهتری برخوردار خواهد بود. حال سوال اینجاست که مردم خواهان چه هستند؟ آیا فضاهای غیرواقعی که هرگز به عینه آن را مشاهده نکرده‌اند برای آن‌ها قابل قبول خواهد بود؟ و یا اینکه تغییر ذائقه و سلیقه‌سازی برای مخاطبان به ویژه جوانان چگونه بر نگاه آن‌ها به زندگی و آرمان‌هایشان تاثیر خواهد گذاشت؟

شاید بهتر است بگوییم “تغییر ذائقه و سلیقه فرهنگی مردم” زمزمه‌ای است که به تازگی راه خود را در عرصه‌های مختلف فرهنگی و هنری از جمله فیلم و سریال، موسیقی و … پیدا کرده و حتی این مسئله از زبان مسئولین فرهنگی کشور هم به گوش می‌رسد تا جایی که به کم رنگ شدن فرهنگ‌های اصیل ایرانی دامن زده و راه نفوذی را برای ورود فرهنگ غربی به این عرصه شده است.



فرهنگی ناهمگون با اعتقادات و باورهای جامعه ایرانی اسلامی که آگاهانه یا از روی غفلت در خانواده‌ها رسوخ کرده و به گفته کارشناسان و متخصصان منشا بسیاری از آسیب‌های اجتماعی است که بیش از همه گریبان‌گیر قشر جوان و نوجوان می‌شود.فراموش کرده‌ایم سازمان صدا و سیما با مأموریت خطیر «هدایت و مدیریت فرهنگ و افکار عمومی جامعه» به مثابه دانشگاه عمومی، وظیفه گسترش دین، اخلاق، امید و آگاهی و ترویج سبک زندگی اسلامی- ایرانی در میان آحاد ملّت را بر عهده داشته و به عنوان موتور محرک و مشوق پیشرفت کشور، وظیفه پشتیبانی رسانه‌ای همه جانبه و مبتکرانه در امر بسیج عمومی ملّت و نیز کمک به مدیریت‌های اجرایی در جهت تأمین اهداف و اجرای سیاست‌های کلان نظام و تحقق سند چشم انداز کشور را بر دوش دارد.

ماه و پلنگ، حکایت ممکن‌ها یا ناممکن‌ها؟
حکایت ماه و پلنگ، حکایتی ناممکن است و هرچه ناممکن‌تر زیباتر، پلنگ عشق هوای گرفتن ماه را در سر دارد و به شوق او به آسمان جست می‌زند اما هزارهزار فرسنگ مانده به ماه دوباره باز می‌ماند و می‌افتد. پلنگان خوب می‌دانند که خدا عشق آنان را برای رسیدن به ماه اندازه می‌گیرد نه مسافت رسیدن‌شان را…

ماه و پلنگ سریالی است که از آبان ماه سال جاری مهمان محفل پاییزی خانواده‌ها شده است و حال در این مجال کوتاه و فارغ از هرگونه نقد و انتقادات تخصصی قصد دارم اندکی از بعد اجتماعی به این داستان نظاره کنم.

شاید قصه ماه و پلنگ برای ما نسل سومی‌ها ، قصه ورود به زندگی آدم‌هایی باشد که شاید به دور از حقیقت و آنچه که در عالم واقع رخ داده با کمک از قوه تخیل یک تیم نویسنده به تصویر کشیده شده است .

این داستان روایتی از انسان‌هاست تا نشان دهد دزد برای هر خانه راه ورودی می‌یابد و شیطان در هر دل بهانه حضوری. حاج صنعان نعیمی باور داشت که ۶۰ سال دل را بر روی شیطان بسته نگاه داشته است و باور داشت این بسته بودن دل تا زمان مرگ ادامه می‌یابد.

نویسنده در این داستان هم مشابه تمام داستان‌هایی که در گذشته قلم زده است از علاقه پدری به پسرش می‌گوید که حاضر است برای او دست به هرکاری بزند تا بهشت دنیایی خود را با کلید و تدبیر دروغ و زیاده خواهی تباه و نابود سازد.اینکه این داستان چقدر توانسته پرده از اسرار منکرهایی مثل دروغ، ریا و تزویر و.. بردارد، مسئله‌ای است که مردم باید پیرامون آن نظر دهند و به قضاوت بپردازند و نظرهای کارشناسی در این امر را می‌طلبد.

قصه مجموعه تلویزیونی ماه و پلنگ
شروع قصه پر غصه‌ای که این روزها به تصویر کشیده می‌شود، مربوط به دیروز و امروز نیست گاهی کم دقتی‌ها و بی توجهی‌ها در تولیدات محصولات تلویزیونی غیر قابل اغماض و چشم پوشی است. تلویزیون یا همان رسانه ملی طبق منویات مقام معظم رهبری می‌بایست آیینه تمام نمای ارزش‌های اسلامی و مردم ایران اسلامی قرار گیرد.

شاید بتوان گفت ترویج مصرف‌گرایی و غرب‌زدگی از آشکارترین نمونه‌های منفی رسانه ملی است که با آموزه‌های دینی در تعارض است، استفاده از کالاهای لوکس و تجملاتی، آپارتمان‌های شیک، دکورها و مبلمان و کلیه لوازم خیره کننده، کلفت و کارگر خانه که در سریال‌ها به تصویر کشیده می‌شود؛ بحرانی است که همچون موریانه در جان خانواده‌ها بخصوص زوج‌های جوان می‌افتد.

برای قشر وسیعی از جامعه که این امکانات را نه در اطرافیان دیده و نه لمس کرده‌اند اما به مدد این جعبه جادویی و به طبع تکرار این صحنه‌ها، توقع آن‌ها از سطح زندگی مادی بالا می‌رود و می‌آموزند در هر کسوت و پیشه‌ای که هستند باید تلاش کنند تا از هر راهی شده مال اندوزی کنند و فراموش کنند دستان پینه بسته پدر را که مدام یادآور می‌شد عبادت ده جزء دارد که رزق و روزی حلال از مهم‌ترین آن‌ها است.

در بازه‌های زمانی مختلف با توجه به استقبالی که از یک سریال رخ می‌دهد خیلی از تکیه کلام ها و رفتارها بین مردم رواج پیدا می‌کند و گویی تلویزیون ناخودآگاه همانند یک معلم خصوصی رفتار و منش‌های زودگذری را دیکته می‌کند.

بخش دیگری از این سریال تصویرسازی و چهره‌سازی از قشرها و شخصیت‌هایی است که در زندگی امروز با آن‌ها سر و کار داریم و در ناخودآگاه ذهنی هریک از ما تاثیر خواهد گذاشت.

کسانی که در هر پیشه و کسوتی قرار دارند مدافع حقوق مردم و خدمت به خلق هستند ولی بدیهی است که ذات ناپاک در هرکسوتی که باشد، خبث طینتش مانع عملکرد صحیح وی خواهد شد و این موضوع وکیل، مدیر، وزیر ورییس جمهور و … نمی‌شناسد.

حالا باید قطعات پازل این سریال را در کنار هم چید، کتایون‌ها و محسن‌های امروزی در جامعه تلخ و دردناک امروز کم نیستند که باعث رواج عدم پایبندی به اخلاق، خیانت، پنهان کاری و عدم رعایت مرز بین محرم و نامحرم در جامعه می‌شوند و شاید این تلنگر را تداعی می‌کند که آیا این کتایون‌ها و محسن‌هایی که گاه مجازی و گاه واقعی خودنمایی می‌کنند حاصل همان ادعای تغییر ذائقه مردم از سوی مسوولین نیست؟ سوالی است که هر آدمی را به تفکر وامی‌دارد و شاید کوتاهترین پاسخ دربرابر آن این باشد که رسانه ملی در برابر وقت و تفکر و شعور مخاطبان، مسئول است.

این نکته را باید ذکر کرد که رسانه هم در بحث تاثیرگذاری بر مخاطب حرف تازه و جدیدی ندارد و گویی جای خالی حرف جدید در سریال‌های سیما حس می‌شود و هر عقل سلیمی‌ متوجه این تناقض‌های آشکار در سریال‌هایی که با رویکرد اجتماعی و خانوادگی که با هدف طرح مسائل اخلاقی و تربیتی است، خواهد شد.

شاید ختم کلام این جمله باشد؛

رسانه چند ویژگی دارد که از جمله آن می‌توان توجه به مشکلات، تأثیرناپذیری از تبلیغات گمراه‌کننده‌ بیگانگان، پرهیز از سطحی‌نگری را نام برد و همچنین توجه به ظرفیت‌های بالفعل و بالقوه را در دست‌یابی به تحلیل مبنایی از جمله عواملی باشند که در صداوسیما مؤثر هستند و می‌تواند به درک واقع‌بینانه از شرایط کشور، کمک کند.
کد خبر: ۷۵/م/۹۷

 منبع: شاخص نیوز

۱۱۹ total views, 2 views today



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


SIMPLE SIDE TAB