شناسه خبر : 30958
۱۴ تیر ۱۳۹۶ - ۲۰:۵۷
شاعر و نویسنده جوان استانی :

برای مقابله با تهاجم فرهنگی، قلم نوعی سلاح است

شاعر و نویسنده جوان استانی بیان کرد : شعر گفتن را وظيفه میدانم و از آنجایی که من خانم هستم و نمیتوانم در عرصه جنگ و جهاد شرکت کنم در نتیجه دوست دارم که با کمک این استعداد و قلم خود جهاد کرده و نگذارم خون شهدا پایمال شود.

به گزارش سرویس فرهنگ و هنر پایگاه اطلاع رسانی شهر مینو؛ ۱۴مرداد، در تقویم کشورمان روز قلم نامگذاری شده است. به همین مناسبت، این بار به سراغ یکی از نویسندگان جوان و با استعداد و مطرح شده رفتیم تا تأثیر و اهمیت قلم را از دیدگاه یک نویسنده جوان بشنویم و روند دست به قلم شدنش را جویا شویم .

شهرمینو: خودتان را معرفی کنید؟
خانم فاطمه لطفی، متولد سال ۱۳۷۶ هستم.
شهرمینو؛چه شد که به نویسندگی روی آوردید و از چه سالی شروع کردید؟
خانم لطفی: من زمانیکه نه ساله بودم شروع به نوشتن کردم و شعر را نیز از ده ‌سالگی به طور کاملا اتفاقی شروع کردم. در کل از وقتی که وارد دبستان شده بودن به ادبیات علاقه‌مند شدم. شروع نوشتنم نیز با تهیه کردن کتاب داستانی بود که معلممان خواسته بود و من تصمیم گرفتم خودم‌داستان را بنویسم و بعد با استقبال بسیار بالای معلم و خانواده روبه رو شدم که این تشویق ‌باعث شد نویسندگی من ادامه پیدا کند.
شهرمینو: چه کسانی مشوق شما بودند؟
خانم لطفی: معلمم از همان ابتدا پیگیر شعرهای من بود و پیوسته تشویق و راهنمایی میکرد. تشویق و حمایت خانواده و‌ معلم باعث شد که اعتماد به نفس مضاعف بگیرم و بتوانم ادامه دهم تا الان که تعداد خیلی زیادی شعر و داستان گفته‌ام.
شهرمینو: موضوع شعرها و داستان‌هایت بیشتر چه چیزهایی است؟
خانم لطفی: در این چند سال اخیر بیشتر محوریت شعرهایم فرهنگی،اجتماعی و مذهبی است و موضوعات داستان هایم نیز متفاوت است.

شهرمینو: چی شد که شعر را برای ارتباط با مخاطبانتان انتخاب کردید؟
خانم لطفی: من معتقدم که هنر و ‌هنرمند در هر زمینه‌ای میتواند در روند فرهنگی و سیاست و مسائل اجتماعی و یا اقتصادی کمک کنند . و همیشه از خدا خواسته‌ام استعدادی را که خودش به من داده، کمک کند که در راه خودش استفاده کنم. من به عنوان یک جوان انقلابی و‌ به گفته مقام معظم رهبری به عنوان یک آتش به اختیار این دغدغه را دارم و نمیتوانم نسبت به مسائل کشورم بی تفاوت باشم و می‌توانم با قلمم خیلی از مسائل جامعه را حل کنم. چرا که ما در حال حاضر در یک ‌جنگ روانی قرار گرفته ایم  که دشمن اعتقاد دشمنش را نشانه گرفته است و متقابلا ما نیز باید با نوشته‌هایمان مردم را از نظر فرهنگی هوشیار کنیم و در یک کلام‌ با این قلم‌ مبارزه کنیم، چرا که به گفته رهبری خرمشهرها در پیش است.

شهرمینو: به نظر شما تأثیر قلم چقدر می باشد؟
خانم لطفی: خیلی تأثیر زیادی می‌تواند داشته باشد. درحال حاضر جامعه ما به امربه معروف و نهی از منکر نیاز دارد. حضرت علی(ع) در کلامی خطاب به امام حسن(ع) و امام حسین(ع)می‌فرمایند: امر به معروف و‌نهی از منکر را ترک نکنید چرا که افراد شرور بر شما غالب می‌شوند و دیگر هر چه دعا کنید، برآورده نمی‌شود. این جمله مفهوم بسیار بالایی دارد و ‌نشان می‌دهد که ما نسبت به این جامعه خیلی مسئول هستیم. این قلم نوعی سلاح است و در این تهاجم فرهنگی نیاز است که مبارزه بشود. نکته‌ دیکر آن است که این جامعه، جامعه‌ای منتظر است و من به عنوان یک مسلمان وظیفه دارم و از طرفی اعمال ما در تعیین ظهور بسیار تأثیرگذار است و به نظرم با قلمم می‌توانم کاری کنم که جامعه به ظهور حضرت موعود نزدیک‌تر شود. دوست دارم بتوانم با قلمم حتی یک نفر را به امام زمان متصل کنم.

شهرمینو : دلیل شعر گفتنت چیست ؟
خانم لطفی : اینکار را من وظیفه میدانم و از آنجایی که من خانم هستم و نمیتوانم در عرصه جنگ و جهاد شرکت کنم در نتیجه دوست دارم که با کمک این استعداد و قلم خود جهاد کرده و نگذارم خون شهدا پایمال شود.

شهرمینو : شعر چه کمکی به مردم می کند :
شعر در بسیاری از موارد موثر بوده و چون موزون بوده و ایجاز و اختصار دارد، مثل یک تک جمله ناب میتواند از یک سخنرانی طولانى تأثیر بسیار بیشتری داشته باشد .

شهرمینو : بیشتر در چه قالبی شعر میگویی ؟
خانم لطفی : اغلب شعر هایم مثنوى و غزل است اما گاهی نیز ترانه سرایی هم میکنم البته ترانه های ارزشی .

شهرمینو: چگونه شعر میگویی ، تمرین می‌کنی یا قبلش شعرهای دیگران را می‌خوانی یا به وسیله یک ‌تصویرسازی انجام می‌شه؟
خانم لطفی: شعر گفتن یک موضوع ذاتی است و نمی‌توانم دقیقا بیان کنم که دقیقا چگونه شعر میگویم. اما بعضی اوقات در اثر حادثه‌ای که اتفاق می‌افتد احساساتم برانگیخته می‌شود و ناخودآگاه جملات و‌کلمات در ذهنم شکل می‌گیرد. بعضی مواقع هم یک مصراع در ذهنم می‌آید و بقیه‌اش را ادامه می‌دهم. بعضی موقع‌ها هم حس می‌کنم که ذهنم آمادگی لازم را برای شعر گفتن دارد و شروع به نوشتن می‌کنم و قبلش با خودم تعیین می‌کنم که چه چیزی می‌خواهم‌ بگم و‌ بعد تبدیل به شعر می‌کنم.

شهرمینو: بیشتر چه زمانی شعر میگویی و یا اصطلاحا چه زمانی ذهنت آمادگی لازم جهت شعر گفتن را دارد؟
خانم لطفی: زمان نمی‌شناسه و بستگی به حس و حال آدم داره.
شعرمینو: کودکان چه‌طور می‌توانند به دنیای شعر و ادبیات وارد شوند؟
خانم لطفی:  شعر گفتن مثل هر استعداد دیگه‌ای ذاتی و خدادادی است. نمی‌شود که شعر گفتن را یاد گرفت و اکتسابی نیست. به نظر من اگر کسی استعداد شعر گفتن دارد، این استعداد ناخودآگاه یک روزی نمایان می‌شود که در این زمان نیاز به حمایت و تشویق اطرافیان دارد و اگر حمایتی نباشد شاید استعداد آن بچه همانجا دفن بشود. باید بعد از نمایان شدن این استعداد، مطالعه را بالا برد و برای پیشرفت در این عرصه باید از افراد خبره کمک بگیرد.

شهرمینو: شما از چه کسانی کمک میگرفتید؟
خانم لطفی: تا جایی که می‌توانستم از معلم‌های ادبیات مدرسه و افراد حرفه ای کمک میگرفتم. اما متأسفانه شخصی را که حمایتم بکند و ویژگی‌های برجسته و نیز معایب نوشته‌ها و سروده‌هایم‌ را بگیرد، پیدا نکردم. خیلی پیگیر بودم که یک فرد حرفه‌ای و متخصص مثل یک استاد دانشگاه و… پیدا کنم که بگوید آیا من نخبه فرهنگی هستم یا خیر‌، اصلا ادامه بدهم یا خیر .
شهرمینو: در انجمن‌های شعری و موسسه‌های فرهنگی شرکت کرده‌اید و آیا همچنین مکان‌هایی هست که به رفع خواسته و مهارت افزایی شما و امثال شما بپردازد؟
خانم لطفی: تا جایی که بنده پیگیر بودم مکانی را پیدا نکردم . در استانی به این بزرگی کارگاه آموزشی وجود ندارد که از این افراد حمایت کند . حتی با پیگیری های فراوان متوجه شدم که برای افزایش مهارتم باید به استان تهران بروم . در استان ما افراد بسیار زیادی با پتانسل بالا وجود دارد به طوری که میوانند در جامعه مؤثر باشند و به عنوان نخبه فعالیت کنند اما متاسفانه این افراد به هیچ وجه سازماندهی و مورد حمایت قرار نمی گیرند .
شهرمینو : به افرادى که میخواهند در این زمینه رشد بیشتری داشته باشند چه کتاب هایی را معرفی میکنید ؟
خانم لطفی : عروض فارسی به زبان ساده نوشته هادی انصاری و داستان از نگاه داستان نویس که ترجمه آن توسط خانم آتوسا صالحی و مژگان کلهر انجام شده کتاب های مناسبی هستند.

شهرمینو : در آخر چند مصرع از شعر هایی که اخیرا سروده اید را برایمان بنویسید ؟
بعد از تو مسجد کوفه حال دگر دارد
از غصه دل زینب خدا خبر دارد

غریب بودی و ای وای که غریب تر رفتی
عالم برای امامش سوزان جگر دارد

دلخوش نبودی ازین کوفیان بدپیمان
این شهر مگر از علی مظلوم تر دارد؟

از زینبت چه بگویم که بی تو می بیند
شخصی درون قتلگاه تن بی سر دارد

………………………………………….

حالا باید بگیم از عشق ,ازتو
تویی که آرزو هاتو سوزوندی
و هم مرگو تو آغوشت گرفتی
و هم ترسو به صلابه کشوندی

حالا باید بفهمیم تو کی بودی
تویی که قلبت از عشق ,آتشین بود
نمیدونم ولی احساسم اینه
تمام معنی ایثار همین بود.

۶۳۳ total views, 4 views today

کلید واژه ها



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


SIMPLE SIDE TAB