یادداشت روز؛

سیاست‌های اقتصاد مقاومتی تنها زینت المجالس تیم اقتصادی دولت است/ پیامی به مردم از جنس دلار!

فراموش نکرده ایم مناظرات تلویزیونی ایام انتخابات96 که می‌بایست محلی برای تبادل نظرات و نقد عالمانه و منصفانه برنامه‌های حریف باشد به شکل ناپسندی صحنه قدرت نمایی و دروغ پراکنی و تخریب‌های غیراخلاقی بود.

شهر مینو – محمدرضا ذاکر.

در ۳۰ اردیبهشت ماه سال گذشته و پس از سپری شدن روزهای پرالتهاب دوازدهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و آغاز بکار دولت دوازدهم، طی تحلیلی از وضعیت تقسیم آراء مأخوذه از مردم شریف ایران اسلامی، بر این نکته اساسی اشاره شد که دولت دوازدهم را می‌توان دولت چالش‌ها نامید! این پیش بینی نه از روی حسادت و نگاه سیاسی و جناحی که از روی تجربه ۴ساله دولت یازدهم بیان شد.

دولتی که اکنون با میلیون‌ها نفری مواجه است که رای به تغییر آن دادند، اکنون پس از سپری شدن قریب به یک سال از انتخابات، چالش‌های فراوانی گریبان گیر دولت پیر و از کارافتاده روحانی شده است.

حسن روحانی در دوران تبلیغات انتخاباتی ضمن تاکید بر لزوم اجرای سیاست‌های کلی اقتصاد مقاومتی وعده داد که «ما باید به سیاست‌های ابلاغ‌شده از سوی مقام معظم رهبری عمل کنیم، نه اینکه فقط شعار دهیم» اما متاسفانه می‌بینیم که سیاست‌های ابلاغی اقتصاد مقاومتی تنها زینت المجالس تیم اقتصادی دولت و حربه فرار به جلوی مسئولان پر مدعا و منتقد مدیریت انقلابی شده است و اثری از برنامه ریزی کلان و پیگیری‌های تخصصی در راستای اجرای صحیح آن دیده نمی‌شود.

شعارهای انتخاباتی رئیس جمهور بر زمین مانده!
در جای دیگر ادعای حمایت از بخش خصوصی و پایبندی به الزامات اجرای اصل ۴۴ قانون اساسی توسط شخص رییس جمهور و معاون اول وی که در مناظرات تلویزیونی نقش مکمل روحانی را بازی می‌کرد گوش فلک را کر کرده بود چنانچه بارها تکرار کردند که: «‌دولت اگر رقیب باشد بخش خصوصی نمی‌تواند فعالیت کند لذا دولت باید زمینه‌های لازم را برای رقابت بخش خصوصی با یکدیگر فراهم کند و هر بخشی که موفقیت بیشتری را کسب کرده با حمایت، سیاست کلی و هدایت عام زمینه فعالیت هر چه بهترش فراهم شود» اما در عمل شاهد سرمایه گذاری دولتی‌ها و وابستگان به آنها در اقتصاد کلان کشور هستیم چنانچه بعضی از وزرای میلیاردی دولت دوازدهم ابایی ندارند که بنشینند و درباره عضویت همزمان خود در بیش از ده شرکت و بنگاه اقتصادی شفاف سازی کنند!

روزی که رییس جمهور ثروتمندترین کشور جهان از حیث منابع نقت و گاز ادعا کرد که: «کلید من، کلید تدبیر است و هر قفلی را باز می‌کند و تمام مشکلات قابل حل است و من برای آن‌ها برنامه دارم! در برنامه من علاوه بر برنامه‌های میان‌مدت برای حل مشکلات اقتصادی، اجتماعی، سیاست خارجی و امور فرهنگی، برنامه کوتاه مدت یک ماهه و ۱۰۰ روزه وجود دارد. ما می‌توانیم در یک زمان کوتاه تحول اقتصادی در کشور به وجود آوریم و این معضلات را حل کنیم.» کمتر کسی گمان می‌کرد وضعیت بیکاری و رکود و به تعطیلی کشاندن کارگاه‌های تولیدی کوچک و بزرگ در بی سابقه ترین وضعیت ممکن قرار گیرد و شاهد مشکلات عدیده ی اجتماعی ناشی از بیکاری و فروپاشی خانواده‌ها باشیم.

زمانی که مردم در مستند تلویزیونی پخش شده از صدا و سیمای کشور شنیدند که نامزد جریان موسوم به اعتدال گفت: «ما شاهد هستیم که دلار بعد از چند ماه به چندین برابر قیمت افزایش پیدا می‌کند، مشکل کجاست؟ مشکل عدم مشورت، خودشیفتگی، عدم استفاده از ابزار علمی برای اداره کشور و بی‌ثباتی‌ها است» خوشبین ترین تحلیل گران اقتصادی و نیز صاحبان جرائد هرگز گمان نمی‌بردند که تنها پس از گذشت یک سال از شروع کار دولت دوازدهم و در آغازین روزهای سال «حمایت از کالای ایرانی» مردم خاطره تلخ عبور قیمت دلار از مرز ۵۷۰۰۰ ریال را تجربه کنند!!!

فراموش نکرده ایم مناظرات تلویزیونی ایام انتخابات۹۶ که می‌بایست محلی برای تبادل نظرات و نقد عالمانه و منصفانه برنامه‌های حریف باشد به شکل ناپسندی صحنه قدرت نمایی و دروغ پراکنی و تخریب‌های غیراخلاقی و به دور از تقوای آقای رییس جمهور و جناب معاون اول بود. شک نداریم که این شروع مردم فریب، پایانی جز خسارت دربرنخواهد داشت.

ده‌ها وعده بر زمین مانده رییس دولت دوازدهم از جمله آفتاب تابان برجام به عنوان شاه وعده دروغین روحانی امروز چیزی جز رکود و افزایش بی رویه و بی سابقه قیمت ارز و دلار و طلا و ناامیدی بیش از پیش سرمایه گذار و تولید کننده داخلی در پی نداشته است.

حال عمومی کشورمان اصلا خوب نیست!
پشت کردن به گروه‌های منتقد خیرخواه و متخصصان و دانشگاهیان متعدد گله مند از وضعیت اقتصادی فرهنگی و سیاسی دولت تدبیر و امید نتیجه ای جز فرورفتن کشور در مرداب مشکلات ریز و درشت نداشته است و بر کسی پوشیده نیست که عاملین بروز این مشکلات هرگز توان و قدرت و تخصص و حتی اراده حل آنها را ندارند.

در کنار این نابسامانی‌های اقتصادی و بازار خراب تولید ملی، تحرکات ضدانقلاب و تلاش برای ناامن کردن فضای عمومی کشور توسط خودفروشان داخلی و خوش خیالان خارج نشین و حاشیه سازی‌های گروه‌های سیاسی مختلف در موضوعات متعددی همچون فیلتر تلگرام و رفع حصر و پرونده تخلفات بقایی و جوسازی علیه قوه قضاییه را هم بر دردهای صعب العلاج امروز کشور اضافه کنید.

با این حال هرچند حال عمومی کشورمان اصلا خوب نیست؛ اما امیدواریم که مسئولین کشور، حق ولی نعمتان خود را به جای آورند و فکری اساسی برای برون رفت از بحران‌های اقتصادی و سیاسی و فرهنگی موجود کنند و پایانی باشند بر کابوس اتفاقات شش ماهه اخیر.

از سویی آینده اقتصادی کشورمان در بازارهای جهانی در هاله ای از ابهام است. در کمتر از دو هفته، رییس جمهوری ایالات متحده تصمیم نهایی خود مبنی بر ماندن یا نماندن پای تعهدات برجام را عملی می‌کند که از دو حالت خارج نیست. در حالت اول ترامپ خود را ملزم به رعایت تعهدات آمریکا در برجام می‌داند اما یک شرط بزرگ دارد که احتمالا از آن بعنوان «برجام موشکی» نام برده خواهد شد. موضوعی که دو سالی است در برخی تحلیل‌های برجام به آن اشاره شده و نسبت به آن هشدارهای لازم داده شده است.

در صورت عدم پایبندی ترامپ به برجام و وسط کشیدن پای موشک های سپاه به مذاکرات ایران و آمریکا ، روحانی کاری بس دشوار در پیش خواهد داشت. امروز کمتر کارشناس و استاد دانشگاهی حاضر است آبروی علمی خود را کف دست بگیرد و در محافل علمی و رسانه ای از برجامی دفاع کند که به گفته رییس کل بانک مرکزی روحانی، دستاوردی جز «هیچ» نداشته است. لذا بافتن داستان جدیدی به نام برجام موشکی، بعید است مورد اقبال عموم مردم زخم خورده ایران اسلامی قرار گیرد.

فارغ از پذیرش جامعه، پای امنیت ملی در میان است. آمریکا خوب می‌داند تا ایران در معادلات کشورهای منطقه ایفای نقش می‌کند جایی برای چپاول او باقی نمی‌ماند؛ لذا منطقی است که ایران را خلع سلاح کند. این سلاح روزی انرژی هسته ای و دستاوردهای علمی مترتب آن است و روزی موشک و احتمالا روزی حقوق بشر و ولایت فقیه!

اما عقلای نظام و صاحبان فکر و نمایندگان مردم در مجلس شورای اسلامی این سیر دست درازی آمریکایی‌ها به داشته‌هایمان را می‌بینند و انتظار می‌رود پاسخ متقابلی را روانه کاخ سیاه نمایند.

صورت دوم تصمیم ترامپ، عدم پایبندی به امضای اوباما در برجام است. اولین بازخورد این تصمیم قابل پیش بینی، شوک به بازار ارز و دلار و طلا و البته تصویب تحریم‌های ریز و درشت و قدیم و جدید علیه ایران و هر آن کسی است که حاضر باشد با ایران فعالیت مشترک اقتصادی انجام دهد.

افزایش انفجاری قیمت دلار یک بهانه بود!
اینجاست که باید حسرت روزهای از دست رفته را کشید که با بی توجهی به اقتصاد مقاومتی و تولید ملی، صرف تعریف و تمجید و بت ساختن از آمریکا و توافقش شد. این یعنی پایان زندگی سیاسی کسانی که با شعار تغییر و اعتدال و تدبیر و امید روی کار آمدند.

اما این پایان راه انقلاب نیست! ما نشان داده ایم که در طول حیات طیبه انقلاب اسلامی همواره با توکل بر خدای بزرگ و به مدد حضور و حمایت بی دریغ ملت همیشه در صحنه و رهنمودها و هدایت‌های رهبر فرزانه و حکیم انقلاب و اتکا بر توان داخلی توانسته ایم از گردنه‌های مهیب تحریم و تهدید و فشارهای جهانی به سلامت عبور کنیم و امروز در آستانه چهل سالگی انقلاب اسلامی، صدور انقلاب و در دست گرفتن نبض سیاسی منطقه و تغییر معادلات صهیونیسم بین الملل گواه این مدعاست.

افزایش انفجاری قیمت دلار تنها یک بهانه شد تا بار دیگر به ما ثابت شود که عزت و سربلندی و پیشرفت و سعادت در مقاومت است و کدخدا به چیزی جز منافع خودش فکر نمی‌کند.

بار دیگر به ما ثابت شد که امضای «کریم» از «کری» معتبر تر است. این یادآوری را باید شکر گفت و از دولت روحانی بابت اثبات حقانیت گفتمان انقلابی تشکر کرد.

۱,۹۵۱ total views, 9 views today

کلید واژه ها



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


SIMPLE SIDE TAB