مجمع روحانیون مبارز، از دلایل شکل گیری تا تحولات ساختاری
مجمع روحانیون مبارز، از دلایل شکل گیری تا تحولات ساختاری

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شهر مینو، با نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی شهر مینو قصد دارد بصورت هفتگی به معرفی احزاب سیاسی ایران و آراء و نظرات و خط مشی آنها بپردازد. بدیهی است معرفی و واکاوی احزاب و گروه های سیاسی مطرح […]

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی شهر مینو، با نزدیک شدن به ایام انتخابات مجلس شورای اسلامی و مجلس خبرگان رهبری، سرویس سیاسی پایگاه خبری تحلیلی شهر مینو قصد دارد بصورت هفتگی به معرفی احزاب سیاسی ایران و آراء و نظرات و خط مشی آنها بپردازد. بدیهی است معرفی و واکاوی احزاب و گروه های سیاسی مطرح در کشور به افزایش سطح آگاهی و بینش سیاسی و اجتماعی شهروندان عزیز خواهد انجامید. در قسمت نخست این سلسله مطالب، به تاریخچه احزاب سیاسی در ایران و قانون اساسی پرداختیم و در بخش دوم قصد داریم به معرفی مجمع روحانیون مبارز بپردازیم:

تحولات و مقتضیات نظام جمهوری اسلامی موجب ظهور دیدگاه‌های مختلفی در عرصه مدیریت اجرایی کشور شد و به دلیل اختلاف سلیقه درونی بین اعضای برجسته جامعه روحانیت، این نهاد نیز از تاثیر اختلاف سلیقه‌ها و دیدگاه‌ها مصون نماند.

اخـتـلافـات دو جـنـاح در سال ۱۳۶۴ و زمانی که مقام معظم رهبری (رئیس ‍جـمـهـور وقـت )، قـصـد مـعـرفـی نـخـست وزیر به مجلس را داشت ، دوباره تـشـدیـد شـد.

جـنـاح راست سنتی از نخست وزیری آیت الله مهدوی کنی و جناح چپ از نخست وزیـری مـیـرحـسـیـن مـوسوی حمایت می کرد. با توجّه به این که جناح راست دارنده اکثریت نـسـبـی در مـجـلس بـود، رقـابت بین دو جناح برای معرفی نخست وزیر و دولتش بیشتر شد.

امّا با توجّه به حمایت امام خمینی از آقای موسوی و پیام به مجلس شورای اسـلامـی ، وی شـانـس بـیـشـتـری بـرای نـخـسـت وزیـری داشـت ، بـه هـمـیـن دلیـل رئیـس جـمـهـور وقـت ، وی را بـه مـجـلس مـعـرفـی کـرد. ولی در عـیـن حـال ، نمایندگان طرفدار جناح راست با نخست وزیری وی مخالفت می کردند و در نهایت هـم ۹۹ نفر به او رأی ندادند. همین مسأله یکی از زمینه های مهم جدایی گروهی از روحـانـیـون جـامعه روحانیت مبارز و تشکیل مجمع روحانیون مبارزشد.

این فرآیند نهایتاً در سال ۱۳۶۶ منتهی به انشعاب شد، و مجمعی بنام «مجمع روحانیون مبارز» از جامعه روحانیت مبارز تهران منشعب گردید.در فروردین ۶۷ طی نامه ای به امام (ره) موافقت ضمنی ایشان در یافت شد و رسما دو جناح در روحانیت بوجود آمد.

دلایل شکل گیری مجمع
از جمله دلایلی که باعث انشعاب در جامعه روحانیت مبارز و شکل گیری مجمع روحانیون شد، عبارت است از:
۱٫ فروکش کردن هیجانات انقلاب و کاهش خطر دشمن مشترک؛
۲٫ شهادت شخصیت‌های طراز اول و وحدت بخش جامعه روحانیت مبارز همچون شهید مطهری و بهشتی؛
۳٫ پیدایش اختلاف دیدگاه در مسائل اقتصادی، سیاست خارجی، فرهنگی و… وظهور آن در مجلس، هیات دولت و درون جامعه روحانیت همچون:اختلاف نظر پیرامون اصلاحات ارضی و قانون کار؛ حدود اختیارات رهبری؛ حدود تبعیت از امام (ره)؛ نوع مشارکت سیاسی مردم و سیاست های اقتصادی.
۴٫ نارضایتی برخی از اعضای جامعه روحانیت مبارز از برخی عملکردها ومواضع انتخاباتی آن (مثلا آقای کروبی و موسوی خوئینی‌ها از اعضای جامعه روحانیت در سال ۱۳۶۶ مخالف لیستی بودند که شورای مرکزی برای انتخابات مجلس سوم داده بود، چرا که در این لیست افرادی مثل آقای دعایی حذف شده بودند و اینها اصرار داشتند که باید افرادی از لیست حذف شوند که طرفدار سرمایه‌دارها هستند و افرادی دیگر به آن اضافه گردد)

دیدگاه امام (ره) درباره انشعاب
رهبران مجمع روحانیون قبل ازاجرای تصمیم خود مبنی بر انشعاب، موضوع را با حضرت امام (ره) در میان گذاشتند، چرا که این شائبه وجود داشت که این امر نوعی اختلاف در درون نهاد روحانیت تلقی شود. دو نفر از اعضای مجمع آقایان کروبی و خوئینی‌ها خدمت امام (ره) رسیدند، ابتدا ایشان موافقت شفاهی فرمودند. در عین حال پس از ابلاغ موافقت حضرت امام (ره) با تشکیل مجمع، نامه‌ای با امضای شورای مرکزی مجمع خدمت امام (ره) فرستاده شد و ایشان به صورت مکتوب، تشکل جدید را نه تنها مایه اختلاف ندانستند بلکه این تشکل را باعث شفاف‌تر شدن دیدگاهها، تلقی کردند؛

بخشی از نامه امام (ره) که در تاریخ ۲۵/۱/۶۷ به نامه مجمع جواب داده شده است به این شرح است:« انشعاب تشکیلاتی برای اظهار عقیده مستقل و ایجاد تشکیلات جدید به معنای اختلاف نیست. اختلاف در آن موقعی است که خدای ناکرده هر کسی برای پیشبرد نظرات خود به دیگران پرخاش کند که بحمدالله با شناختی که من از روحانیون دست اندر کار انقلاب دارم چنین کاری صورت نخواهد گرفت.»

انشعاب درون تشکیلاتی از سوی مجمع روحانیون مبارز از جامعه روحانیت مبارز بعد از موافقت حضرت امام (ره) به شکل وسیعی آغاز شد. با توجه به تقارن این اعلام با انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی فرصت تبلیغاتی وسیعی در اختیار این تشکل جدید قرار گرفت؛ بدین سان از فهرست ۳۰ نفره نمایندگان تهران، تنها شش نفر از کاندیداهای جامعه روحانیت به مجلس راه یافتند که ۲ تن از آنها هم از لیست مشترک بودند.

اعضای اصلی واولیه مجمع روحانیون
اعضای اصلی واولیه مجمع عبارت بودند از: مهدی کروبی، سید محمد موسوی خوئینی‌ها، محمد رضا توسلی، سید محمد خاتمی، حسن صانعی، سید مهدی امام جمارانی، سید علی اکبر محتشمی پور، سید هادی خامنه‌ای، حیدر علی جلالی خمینی، صادق خلخالی، رسول منتجب نیا، اسدالله بیات، سید محمد هاشمی، محمد علی انصاری، محمد علی صدوقی، محمدعلی رحمانی، سید سراج الدین موسوی، عبدالواحد موسوی لاری، علی اکبر آشتیانی، محمد علی نظام زاده، سید محمد علی ابطحی، هادی غفاری، حجت الله کیان ارثی، سید حمید روحانی، سید محمد دعائی، سید تقی درچه‌ای، مجید انصاری، عیسی ولایی، محمد حسین رحیمیان.
ازروحانیون متمایل به این تشکل می‌توان به آیت الله یوسف صانعی، آیت الله موسوی اردبیلی، آیت الله عبایی خراسانی، آیت الله موسوی بجنوردی، آیت الله نور مفیدی، آیت الله جمی،حسین هاشمیان، سید مصطفی محقق داماد، محسن موسوی تبریزی و محسن رهامی اشاره کرد.

فعالیت های مجمع روحانیون
پس از کسب اکثریت کرسی‌های تهران در مجلس سوم، مهدی کروبی به عنوان رئیس مجلس برگزیده شد و مجمع روحانیون که نگرش چپ داشتند بر مجلس حاکم شدند. حکومت جناح چپ بر مجلس تنها به مدت یک دوره دوام آورد و قبول قطعنامه و پذیرش آتش بس، توقف جنگ و آغاز دوران سازندگی، رحلت حضرت امام (ره)، انجام اصلاحات در قانون اساسی، و اعطای اختیارات گسترده به رییس جمهور و حذف پست نخست وزیری، شرایط را دگرگون کرد. با رحلت امام (ره)، آیت الله خامنه‌ای که از اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران بود توسط مجلس خبرگان برای سمت رهبری برگزیده شد.
در سال ۶۹ و ۷۰ جریان موسوم به چپ با انتشار ماهنامه بیان (۱۳۶۹) با مدیر مسئولی حجت الاسلام و المسلمین سیدعلی‌اکبر محتشمی و سپس با راه اندازی روزنامه سلام (۱۳۷۰) با مدیر مسئولی حجت الاسلام والمسلمین موسوی خوئینی‌ها، به طرح مواضع انتقادی علیه سیاستهای دولت آقای هاشمی بویژه دربعداقتصادی می‌پرداخت.

محمد خاتمی (تنها عضو مجمع در دولت هاشمی رفسنجانی) در پی افزایش فشار ها وانتقادها بر وی برای اینکه با «تهاجم فرهنگی» همراه شده بود، از پست وزارت فرهنگ استعفا داد.

درسال ۷۰ اعتراض منتقدان تنها به این نبود که چرا «اندیشه» مخالف مطرح می‌شود بلکه بیشترین انتقادها متوجه کتابها فیلمها و مطبوعاتی بود که اخلاق اجتماعی را مورد حمله قرار می‌دادند و در قالب قصه و رمان و سریال و . . . مسائل غیر شرعی و خلاف اخلاق را منتشر می‌کردند .

بخش دیگری از اعتراضات این روزنامه‌ها به عدم کنترل وزارت ارشاد در مقولاتی چون سینما و فیلم بود. آنان معتقد بودند که به دلیل عدم نظارت وزارت ارشاد اسلامی، فیلمهایی در کشور ساخته می‌شود که جهت کلی آنها غیر دینی و بعضاً ضد انقلابی و غیر انقلابی است (نظیر شب‌های زاینده رود، و نوبت عاشقی) منتقدان، حاصل اینگونه عملکرد فرهنگی و سیاستگذاری در عرصه سینما را ساخت فیلمهایی می‌دانستند که به صورت سطحی به مقوله عشق می‌پرداختند یا ارزشهای دینی و اجتماعی را به سخره می‌گرفتند و یا روح یأس و ناامیدی را در جامعه می‌دمیدند.

ملاقات عده‌ای از نمایندگان مجلس سوم با منتظری
برخی از مسائل، وجهه نمایندگان مجلس سوم -که اکثریت آن باجناح موسوم به چپ وبویژه مجمع روحانیون مبارز بود- را در نزد معتقدان به خط امام مخدوش ‌ساخت که نمونه مهم آن، ملاقات عده‌ای از نمایندگان مجلس با منتظری(حدود۲سال پس ازعزل وی توسط امام) بود. در اواسط سال ۷۰ ، قریب ۱۰۰ نفر از نمایندگان مجلس سوم در یک اقدام ناباورانه، به صورت دسته جمعی به دیدار منتظری رفتند. در این زمان هنوز حساسیت مردم و نیروهای انقلابی نسبت به‌ آقای منتظری بسیار زیاد بود و از وی به عنوان چهره طرد شده از سوی امام خمینی(ره) یاد می‌شد.

این عده از نمایندگان، با این تحلیل که امام به عدالت آقای منتظری باور داشتند و بنابراین می‌توان وی را مرجع تقلید قرار داد، در بحث تقلید به وی مراجعه کردند. بتدریج این بحث از سوی برخی از نمایندگان مجلس مطرح شد که باید زمینه استفاده از نظرات آقای منتظری دوباره فراهم شود و مشخصاً مرتضی الویری ـ رئیس کمیسیون برنامه و بودجه مجلس سوم ـ در نطقی اعلام کرد که برای حل معضلات نظام، باید به نظرات فقهی وی مراجعه کرد .

به دنبال این زمینه سازی ها و با هدایت افرادی ازهیئت رئیسه مجلس ازجمله هاشمیان والویری، دیدار دسته جمعی نمایندگان با منتظری صورت گرفت و باعث برانگیختن اعتراضات گسترده جریان های سیاسی منتقد شد.

همه این اعلام مواضع در تأیید یا رد اقدام نمایندگان مجلس در ملاقات دسته جمعی با منتظری این نتیجه منفی را برای نیروهای موسوم به چپ داشت که اعتماد مردم به آنها را مخدوش کرد و تا حدودی پایگاه مردمی آنها را از دستشان خارج کرد.

انتخابات مجلس چهارم در چنین فضایی به بحث روز مبدل شد و تدارکات لازم برای برگزاری آن فراهم آمد.

مطرح شدن بحث نظارت استصوابی
مدتها قبل از آن که انتخابات مجلس چهارم به مرحله اجرایی برسد، بحث نحوه نظارت شورای نگهبان بر انتخابات مجلس بحث روز شد. پیش ازآن در جریان انتخابات مجلس سوم، میان شورای نگهبان و وزارت کشور (به وزیری سید علی اکبر محتشمی) بر سر نحوه نظارت و مشخصاً نحوه تأیید و رد صلاحیت نامزدها، اختلاف نظر پیش آمده بود. وزارت کشور معتقد بود که هیئت اجرایی، مسئول اولیه تأیید یا رد صلاحیت هاست وهیئتهای نظارت فقط در مورد افراد رد صلاحیت شده از سوی هیئت های اجرایی می‌توانند اعلام نظر کنند و احراز صلاحیت افراد تأیید شده از سوی هیئت های اجرایی برای حضورشان در رقابت انتخاباتی کافی است. اما شورای نگهبان معتقد بود که حتی افراد تأیید شده از سوی هیئت های اجرایی را هم می‌توان رد صلاحیت کرد.

در تاریخ ۲۳/۲/۷۰ آیت الله غلامرضا رضوانی عضو فقهای شورای نگهبان و رئیس هیئت مرکزی نظارت شورای نگهبان بر انتخابات، با نگارش نامه‌ای خطاب به شورای نگهبان نظر تفسیری آن شورا را درباره نحوه نظارت بر انتخابات در خواست کرد در نامه آیت الله رضوانی آمده است. «نظر به اینکه امر انتخابات از امور مهمه کشور است و امت اسلامی با رشد انقلابی در تمام دوره‌های اخذ رأی به نحو چشمگیر در انتخابات شرکت نموده‌اند و من بعد نیز باید به نحوی عمل شود که حضور آزادانه مردم همچنان محفوظ بماند و این امر مستلزم نظارت شورای نگهبان است تا در تمام جهات، رعایت بی‌طرفی کامل معمول گردد و در این خصوص در کیفیت اجرا و نظارت گاهی شائبه تداخل مطرح می‌گردد بنا به مراتب استدعا دارد نظر تفسیری آن شورای محترم را در مورد مدلول اصل نود و نه قانون اساسی اعلام فرمایند.»

پاسخ شورای نگهبان چنین بود:«نظارت مذکور در اصل ۹۹ قانون اساسی استصوابی است و شامل تمام مراحل اجرایی انتخابات از جمله تأیید و رد صلاحیت کاندیداها می‌شود.»

بعدها تأیید صلاحیت نامزدهای انتخاباتی مجلس چهارم بر اساس همین تفسیر شورای نگهبان صورت گرفت ودرنتیجه، بسیاری از نامزدهای مجمع روحانیون که به ملاقات دسته جمعی منتظری رفته بودند ردصلاحیت شدند.

با رد صلاحیت بسیاری از نامزدهای مجمع در انتخابات مجلس چهارم، این تشکل بیانیه ای را مبنی بر کناره گیری از شرکت در انتخابات منتشر ساخت که روزنامه ها حاضر به انتشار آن نیز نشدند.

بدین ترتیب مجمع اقدام به انتشار روزنامه سلام کرد که سال ها به عنوان تریبون اصلی جناح چپ فعالیت داشت و پس از انتشار نامه محرمانه سعید امامی ( از مقامات وزارت اطلاعات) مبنی بر لزوم تحدید مطبوعات، درتیرماه ۱۳۷۸توقیف و پس از محاکمه مدیرمسئول آن(موسوی خوئینی ها) در دادگاه ویژه روحانیت به مدت ۵ سال توقیف شد ، گرچه پس از پایان این مدت نیز منتشر نگردید.

قابل ذکراست فتنه ۱۸تیر۷۸ ۱۳به بهانه اعتراض نسبت به توقیف روزنامه سلام شکل گرفت.
با تغییر اوضاع سیاسی کشور و انتقاداتی که به مدیریت جناح چپ در مجلس سوم(سال ۶۷ تا ۷۱) شده بود و همچنین به علت عدم تطبیق جناح چپ با شرایط موجود به ویژه نحوه تنظیم رابطه و اطاعت از ولایت فقیه و مخالفت با برنامه توسعه اقتصادی، محبوبیت جناح چپ و مجمع روحانیون مبارز نزد مردم پایین آمد.

در این شرایط انتخابات چهارمین دوره مجلس شواری اسلامی آغاز شد و همان فرصت تبلیغاتی که در دوره سوم برای جناح چپ به وجود آمده بود این بار نصیب جناح راست و جامعه روحانیت مبارز شد. رئیس سومین دوره مجلس شورای اسلامی(کروبی) نه تنها به مجلس راه نیافت بلکه رتبه سی و هفتم را در بین نامزدهای تهران به خود اختصاص داد. عده زیادی از کاندیداهای مجمع روحانیون از سوی شورای نگهبان رد صلاحیت شدند و تمامی کاندیداهای جامعه روحانیت به مجلس راه یافتند. از این زمان مجمع روحانیون مبارز حاشیه نشینی را انتخاب و تا سال ۱۳۷۴ هیچ گونه فعالیتی نداشت.

در مهر ماه ۱۳۷۴ چند ماه قبل از برگزاری انتخابات دوره پنجم مجلس شورای اسلامی، مجمع بعد از حدود پنج سال توقف، فعالیت خود را از سر گرفت ، ولی بخاطر رد صلاحیت گسترده کاندیداهای خود، دوباره صحنه انتخابات را ترک و در مورد حوزه انتخابیه تهران لیستی ارائه ننمود.

سیر نزولی فعالیت جناح چپ و مجمع روحانیون ادامه داشت تا آنکه انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم فرا ‌رسید. در انتخابات ریاست جمهوری دوره هفتم(۱۳۷۶) پس از آنکه سید محمد خاتمی از اعضای شورای مرکزی مجمع به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری از طرف جناح چپ و در رأس آن از طرف مجمع معرفی شد به دوره طولانی انزوای سیاسی مجمع روحانیون پایان داد.

در انتخابات مجلس ششم نیز با توجه به تغییر جو سیاسی و عدم رد صلاحیت گسترده کاندیداها، این گروه در تهران و شهرستانها کاندیدا معرفی نمود و تا حدود زیادی نیز توانست آرای مردم را جلب نماید. هر چند دوره ششم، دوره موفقیت گروههای چپ مدرن به رهبری جبهه مشارکت به شمار می‌آید اما انتخاب آقای کروبی، دبیر کل مجمع به عنوان رئیس مجلس یک پیروزی دیگر برای مجمع بود.

راه اندازی جبهه مشارکت ایران اسلامی در دوران اصلاحات و پیروزی بزرگ این حزب در انتخابات مجلس ششم نقش مجمع به عنوان رهبری جناح چپ را کاهش داد. اما مهدی کروبی توانست به رغم آنکه در انتهای لیست نمایندگان راه یافته به مجلس ششم از تهران قرار داشت با موافقت حزب مشارکت و سازمان مجاهدین ریاست مجلس را در اختیار گیرد.

عملکرد معتدل واصولی کروبی در مقام رییس مجلس خصوصا در مواقعی همچون عمل به نامه رهبرانقلاب برای عدم اصلاح قانون مطبوعات وحمایت نکردن وی از تحصن عده ای از نمایندگان در مجلس و… مورد انتقاد حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب بود. ( شکوهی، علی ، سلسله مقالات جریان شناسی گروههای سیاسی پس از انقلاب )

استعفای کروبی وتشکیل حزب اعتمادملی
مجمع در انتخابات مجلس هفتم شرکت کرد اما به موفقیتی نرسید. پس از انتخابات ریاست جمهوری نهم مهدی کروبی ( دبیر مجمع ) در اعتراض به عدم حمایت کامل از وی درانتخابات و همچنین برخی اختلاف مواضع به همراه برخی دیگر، از مجمع جدا شده و حزب اعتماد ملی را تاسیس کرد ولی در انتخابات های شوراهای سوم و مجلس هشتم به موفقیت چندانی دست نیافت.

در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری(تیرماه سال ۸۴)، آقای کروبی از طرف مجمع به عنوان کاندیدا معرفی شد ولی اختلاف نظر در بین جبهه اصلاحات و نیز عدم حمایت جدی اعضای مجمع از کروبی ، زمینه انشعاب در مجمع روحانیون را به وجود آورد و آقای کروبی در اعتراض به آنچه که “اعمال نفوذ” در روند انتخابات دانست، از سمت های خود نظیر عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام و دبیرکلی مجمع روحانیون مبارز کناره گیری کرد و به تشکیل حزبی جدید که “اعتماد ملی” نام گرفت، پرداخت.

“اعتماد ملی” با دبیرکلی کروبی و قائم مقامی رسول منتجب نیا در حقیقت شکاف در چپ سنتی ومجمع روحانیون مبارز بود. رهبران اعتماد ملی بر مفاهیمی چون جمهوریت و رأی مردم، عدالت اجتماعی تأکید دارند.

روزنامه اعتماد ملی ارگان رسمی آن است. مهم‌ترین چهره‌های شاخص این حزب علاوه بر کروبی، منتجب نیا، محمدجواد حق‌شناس، اسماعیل گرامی مقدم، رضا نوروززاده، رضا حجتی، الیاس حضرتی، غلامرضا اسلامی، ابراهیم امینی می‌باشند.

تحولات ساختاری درمجمع روحانیون
مدتی بعد از استعفای کروبی ، در مجمع روحانیون از لحاظ ساختاری تحولاتی به وجود آمد و با ایجاد شورای سیاستگذاری، سید محمد خاتمی به عنوان رئیس شورا و موسوی خوئینی‌ها به عنوان دبیر کل انتخاب شدند.

پیوستن به ضد انقلاب
مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه ای درتاریخ ۱/۴/۱۳۸۸به همان سبک و سیاق گروهک های ضد انقلاب و هم آوا با دولتمردان صهیونیست به اردوگاه ضد انقلاب پیوست و با تایید ضمنی آشوب ها و اغتشاش ها و تجمع های خیابانی پس ازانتخابات دهم ریاست جمهوری عملا مسئولیت خون های ریخته شده را بر عهده گرفت.

محمدرضا ذاکر

انتهای پیام/۱۰۰۰*