شناسه خبر : 30442
۸ خرداد ۱۳۹۶ - ۱۱:۵۰
گفت و گوی خواندنی با عکاس میدان آزادی؛

۴۰ سال عکاسی از برج آزادی/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم/ ایرانی ها عکس گرفتن با آزادی را فراموش کرده اند

برج آزادی با همه خاطراتش و ثبت لحظه های تاریخی مجالی را برای پیرمرد داستان ما رقم میزند،ماجرای پیرمردی که 40 سال در کنار برج آزادی عکاسی می کند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی شهرمینو؛ به نقل از «تیتریک»؛زمانی که مشغول ورق زدن آلبوم عکستان می شوید، فرقی نمی کند در کدام شهر زندگی می کنید، فقط کافی است در ثبت خاطراتتان سفری نیز به پایتخت ایران یعنی تهران داشته باشید؛ چرا که قرار گرفتن حتی یک عکس در آلبوم خاطراتتان کنار میدان آزادی، نشان دهنده اشتیاق همه نسبت به این میدان خاطره انگیز است.

برج آزادی با همه خاطراتش و ثبت لحظه های تاریخی مجالی را برای پیرمرد داستان ما رقم میزند، پیرمردی ۶۰ ساله با کلاه آفتاب گیر و دستکش سیاه و موتور سیکلت خاصش که با صدایی بم، مردم را برای گرفتن عکس یادگاری، صدا می زند نگاهتان را به سمت خودش جلب می کند.

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

عبدالله جلیلی، در کنار برج آزادی تهران، سالهاست عکاسی می کند و تداعی گر خاطرات خیلی از جوانان دیروز است که در کنار این میدان، عکس گرفته اند و سرگذشت خود را اینطور بیان می کند:حدود ۴۰سال پیش، زمانی که جوان بودم بدون اینکه در کلاس خاصی ثبت نام کنم وارد کار عکاسی شدم و این کار را با اشتیاق آغاز کردم و از آن زمان بود که میدان آزادی را، بعنوان جای همیشگی برای کسب و کار، انتخاب کردم.

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

پولاروید تا نگاتیو و دیجیتال همه در یک قاب

در گذشته با دوربین پولاروید(چاپ عکس سریع)، عکاسی می کردم و همان زمان عکس ها را بدون فوت وقت، در اختیار مردم می گذاشتم و بعد از آن که دوربین های نگاتیوی وارد شدند، برای آن که عکس ها را به مشتریان بدهم، در مدت زمان کمی به خیابان انقلاب خود را می رساندم و عکس ها را چاپ می کردم، تا خلف وعده نکرده باشم. اما امروزه، لب تاپ و دوربین دیجیتال، کارم را راحت کرده است. مثل زمان دوربین های پولاروید، عکس ها را در مدت زمان کمی، در اختیار مشتریان می گذارم.

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

قدیم پول برکت داشت، الان هم راضی‌ام

در گذشته کاسبی برایم لذت بخش بود، با اینکه هزینه کمی از مردم بابت عکس دریافت می کردم، اما پول هایم برکت زیادی داشت وکفاف زندگی ام را می داد، چرا که همه با عفت کلام و رضایت هزینه عکس را پرداخت می کردند. اما در حال حاضر، پولم برکت آنچنانی ندارد و هم از لحاظ کاری و هم مادی، تنش زیادی به من وارد می شود، اما با این حال خدا را شکرمی کنم چرا که، با نان حلال فرزندانی را در جامعه پرورانده ام که سالم هستند وهمچنان راضی ام به رضای خدا، چرا که هرکسی دندان دهد، نان دهد.

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

امروز اغلب مشتریان، افغان ها و یا اقشار پایین دست جامعه هستند

در گذشته اکثر مردم دوربین نداشتند و هر زمان که به میدان آزادی می آمدند، از من طلب عکس یادگاری می کردند. اما هم اکنون، اغلب مردم دوربین و  یا تلفن همراه دارند و با این حال، مشتریان من، اغلب اقشار پایین دست جامعه و افغان ها، هستند تا زمانی که به کشورشان برمی گردند، نشانه ای از چشم و چراغ ایران و سمبلش(میدان آزادی) به همراه داشته باشند.

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

 

تصویری که شاید دیگر نبود!

من خاطرات بسیار زیادی دارم  و همیشه برای مردم تعریف میکنم و واکنش های متفاوتی از آن ها می بینم. سال های پیش از انقلاب، مسعود رجوی(رهبر سازمان مجاهدین خلق) در میدان آزادی میتینگی را برگزار کرد که من در آن جا مشغول کار بودم؛ انگار خدا به من گوشزد کرد که جایم را تغییر دهم به محض اینکه محل ایستادنم را تغییر دادم در مکان قبلی شروع به پرتاب نارنجک کردند و همهمه مردم بلند شد و آسیب های فراوانی را به بار آورد و من به آن حادثه، بهت زده نگاه می کردم وخدا را شکر می کردم. هر زمانی که به این خاطره فکر می کنم، با خودم میگویم اگر همانجا ایستاده بودم، الان مشغول عکاسی در میدان آزادی هم نبودم.

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

از کاسبی شب عید، تا چوب و چماق شهرداری

من با اینکه ۴۰ سالی می شود در اینجا مشغول به کار هستم، اما شهردای کم لطفی هایی در حقم می‌کند که من را بسیار آزرده خاطر کرده است. روزهای عید که هرکسی منتطر عیدی است من هم چشم به دست مشتری می دوزم، اما همان روزها، شهرداری مشتری های مرا می پراند و  به جان ما می افتد و من مجبور می شوم بساطم را جمع کنم و این بی انصافی است، چرا که من خلاف کار نیستم و فقط کاسبی می کنم و دوست دارم شب عید، مانند بقیه مردم دخلم به خرجم بخواند.

در همان زمان، چند جوان افغانی درخواست عکس یادگاری کردند و جلیلی آن ها را به سمت آبشن اصلی خودش(موتور) فراخواند.

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

عکاس میدان آزادی، اگر رییس جمهور بود؟

امکان دارد من رییس جمهور شوم، اما دوست دارم به رییس جمهور آینده بگویم، کاش بتواند دست مستضعفان را بگیرد، چرا که من خودم جزو قشر پایین دست جامعه هستم و مشکلات و معضلات بر سر راه مستضعفان را می دانم و امیدوار هستم به اقشار ما رسیدگی شودو امیدوار هستم تمامی جوانان از فلاکت و بیکاری و معتادی، نجات پیدا کنند.

میتینگ مسعود رجوی، شاید باعث می شد دیگر زنده نباشم/هم اکنون افغانی ها مشتریان ثابتم هستند/ گذشته رونق کسب و کار بهتر بود/ رییس جمهور بودم، دست مستضعفان را می گرفتم

۵۷۷ total views, 6 views today



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *


SIMPLE SIDE TAB